ترجمه "kupol" به فارسی
گنبد, گنبد بهترین ترجمه های "kupol" به فارسی هستند.
kupol
Noun
دستور زبان
-
گنبد
nounJag gjorde det eftersom kupolen gjorde dig sjuk.
من فقط اونکارو کردم چون گنبد داشت مريضت ميکرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kupol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kupol
-
گنبد
nounDu går nära Kupolen och jag ska hålla dom borta.
تو برو گنبد رو ببند و منم اونارو دست به سرشون مي کنم.
تصاویر با "kupol"
عباراتی شبیه به "kupol" با ترجمه به فارسی
-
گنبد ژئودزیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن