ترجمه "land-" به فارسی
حاشیه نشین, روستایی بهترین ترجمه های "land-" به فارسی هستند.
land-
-
حاشیه نشین
adjective -
روستایی
Vårt hus låg längs en grusväg ute på landet.
خانهٔ ما در منطقهای روستایی در کنار جادهای خاکی قرار داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " land- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "land-" با ترجمه به فارسی
-
بانوی اول
-
کشورهای تازه صنعتیشده
-
کشور سابق
-
حومه شهر · روستا
-
حاشیه نشین · روستایی
-
سرزمین اسرائیل
-
فهرست کشورهای در گستره بیش از یک قاره
-
لندرور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن