ترجمه "lava" به فارسی
گدازه, مذاب بهترین ترجمه های "lava" به فارسی هستند.
lava
w
دستور زبان
-
گدازه
nounObevekliga översvämningar av brinnande lava slukade en yta större än Västeuropa.
سیل بی رحم گدازه های آتشین ناحیه ای بزرگتر از اروپای غربی را در خود غرق کرد.
-
مذاب
Jag vill ha en vallgrav med lava.
من يه خندق پر از مواد مذاب مي خوام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lava"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن