ترجمه "lera" به فارسی
رس, گل, gel بهترین ترجمه های "lera" به فارسی هستند.
lera
noun
common
w
دستور زبان
-
رس
nounMimi sa att lera är bra för magen.
عمه " میمی " گفت خاکِ رس واسه هضمِ غذا خوبه.
-
گل
nounLiksom leran på keramikerns drejskiva måste också vi vara centrerade.
مانند گل در چرخ کوزه گر، ما هم باید در مرکز قرار بگیریم.
-
gel
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lera"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن