ترجمه "lim" به فارسی

چسب, سریشم, چسب بهترین ترجمه های "lim" به فارسی هستند.

lim noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • چسب

    Jag önskar att det var en flaska lim som limmade ihop din käft.

    ایکاش یه بطری چسب بود تا لبات رو بهم می چسبوند که خفه خون بگیری.

  • سریشم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lim
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • چسب

    Jag önskar att det var en flaska lim som limmade ihop din käft.

    ایکاش یه بطری چسب بود تا لبات رو بهم می چسبوند که خفه خون بگیری.

تصاویر با "lim"

اضافه کردن

ترجمه های "lim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه