ترجمه "lista" به فارسی
فهرست, لیست, سیاهه بهترین ترجمه های "lista" به فارسی هستند.
lista
verb
noun
common
w
دستور زبان
uppsättning texter, figurer [..]
-
فهرست
nounVi vill ha en lista på alla forskare.
يه فهرست از تمامي محققين شما رو لازم داريم.
-
لیست
På min väg dit så gör jag två listor.
تو راهم به اونجا دارم دو تا لیست می سازم.
-
سیاهه
noun
-
ترجمه های کمتر
- جدول
- میل
- تمایل
- کنار
- سیاهه برداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lista
-
لیست
På min väg dit så gör jag två listor.
تو راهم به اونجا دارم دو تا لیست می سازم.
تصاویر با "lista"
عباراتی شبیه به "lista" با ترجمه به فارسی
-
فهرست فرمانداران کنونی ایالات متحده آمریکا
-
جایزه اسکار بهترین کارگردانی
-
فهرست واژگان فوتبال
-
نخست وزیرهای اسرائیل
-
لیست وظایف روزانه
-
لیست شماره دار
-
فهرست جوایز اسکار بهترین فیلم
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن