ترجمه "liten" به فارسی
كوچِک, کوچک, که بهترین ترجمه های "liten" به فارسی هستند.
liten
adjective
noun
دستور زبان
liten (i storlek) [..]
-
كوچِک
-
کوچک
adjectiveOch små grupper är mera utsatta för olyckor och otur.
و گروه های کوچک بیشتر در معرض ابتلا به حوادث و بد شانسی هستند.
-
که
adjectiveVad jag ser, klarar sig inte ditt lilla gäng utan mig.
اینجور که میبینم ، گروه کوچولوت بدون من نمیتونه هیچ کاری کنه Huh?
-
ترجمه های کمتر
- خرد
- جوان
- برنا
- کوچِک
- كوچك
- ریز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "liten"
عباراتی شبیه به "liten" با ترجمه به فارسی
-
آلباتروس بینیزرد اطلس
-
سهره زمینی کوچک
-
بنگاههای کوچک و متوسط
-
بوجانگای دمپارویی کوچک
-
لیل
-
خرده · کمی · یه کمی · یک کم · یک کمی
-
یلوه کوچک
-
کرکس سرزرد کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن