ترجمه "lobby" به فارسی
راهرو, دهلیز, هشتی بهترین ترجمه های "lobby" به فارسی هستند.
lobby
-
راهرو
nounBourne lämnar västra servicekorridoren. På väg mot lobbyn.
خيلي خب ، بورن همين الان داره از راهرو غربي رو. به سمت تالار ورودي ميره
-
دهلیز
noun -
هشتی
noun
-
ترجمه های کمتر
- اطاق انتظار
- دالان سرپوشیده
- سالن انتظار
- کفش کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lobby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن