ترجمه "lycklig" به فارسی
خوش, شاد, خوشحال بهترین ترجمه های "lycklig" به فارسی هستند.
lycklig
adjective
دستور زبان
som mår mycket bra [..]
-
خوش
adjectiveMed en känsla av tillfredsställelse, glädje eller välmående, ofta orsakat av en positiv situation eller positiva omständigheter.
Skatta er lyckliga att han valde att uppenbara sig hos er.
تو خوش شانس هستي. چون خانه ات رو براي ظاهر شدن انتخاب کرده.
-
شاد
adjectiveOch så påbörjar vi skapandet av en lycklig planet.
در این حالت ما شروع به خلق سیاره ای شاد می کنیم.
-
خوشحال
adjectiveMin kära Elizabeth, nu är jag lyckligast på jorden.
الیزابت عزیزم ، این خبر باعث شد تا احساس کنم خوشحال ترین مرد روی زمینم.
-
ترجمه های کمتر
- خرم
- خوششانس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lycklig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lycklig" با ترجمه به فارسی
-
خرم · خوش · خوشحال · شاد
-
تولدت مبارک
-
به سلامت · سفر بهخير
اضافه کردن مثال
اضافه کردن