ترجمه "lysande" به فارسی

درخشان, لیان, تابان بهترین ترجمه های "lysande" به فارسی هستند.

lysande verb
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخشان

    adjective

    Det handlar om hur många lysande ögon jag har omkring mig.

    من دنبال این هستم که ببینم چند تا چشم درخشان دور و برم هست.

  • لیان

    adjective
  • تابان

    adjective

    När de andligt sett landsflyktigas ”sorg” väl kommit till fullbordan 1919, började Jehovas ljus lysa över dem.

    وقتی «نوحهگری» اسیران روحانی در سال ۱۹۱۹ به پایان رسید نور یَهُوَه بر ایشان تابان شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lysande " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lysande" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lysande" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه