ترجمه "lyssna" به فارسی
گوش دادن, شنیدن, گوش کردن بهترین ترجمه های "lyssna" به فارسی هستند.
lyssna
verb
دستور زبان
uppmärksamma det man hör
-
گوش دادن
verbDet här är så mycket skönare än att lyssna på gnäll från pojkvännen.
اين خيلي بهتراز نشستن و ؛ گوش دادن به نالِه هاي دوستِ پسرم درمورد احساساتِشه.
-
شنیدن
Verb verbMen jag lyssnade efter hur hon meddelade sin närvaro med jämna mellanrum.
اما هر چند دقیقه منتظر شنیدن صدایش بودم.
-
گوش کردن
verbHan skrek om att du skulle visa nåd, men du lyssnade inte.
اون فرياد زد تا شايد بهش رحم کني ؛ ولي تو فريادهاش رو گوش نکردي.
-
نیوشیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lyssna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lyssna"
عباراتی شبیه به "lyssna" با ترجمه به فارسی
-
گوش دادن
-
گوش می دهند و می بینند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن