ترجمه "magnet" به فارسی
آهنربا, آهنربا بهترین ترجمه های "magnet" به فارسی هستند.
magnet
noun
common
w
دستور زبان
-
آهنربا
Just nu lyser magneterna upp den delen av hans hjärna.
و در حال حاضر آهنربا ها اون بخش مغزش رو گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Magnet
-
آهنربا
Magneten har placerats på lastbilen som du önskade.
آهنربا همونطوري که خواسته بودي روي کاميون سوار شده
تصاویر با "magnet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن