ترجمه "major" به فارسی

سرگرد ترجمه "major" به فارسی است.

major noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرگرد

    noun

    افسر ارشد نظامی

    Du dödade rätt så många rödskinn på din tid, inte sant, svarte major?

    در کشتار سرخپوست ها آماری نجومی بجا گذاشتی. مگه نه ، سرگرد سیاه ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " major " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "major" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "major" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه