ترجمه "mammut" به فارسی
ماموت ترجمه "mammut" به فارسی است.
mammut
noun
common
دستور زبان
-
ماموت
nounI morse var jag pungråtta och nu är jag mammut.
صبح من به جاي يه صاريغ بيدار شدم و حالا يه ماموت هستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mammut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mammut"
عباراتی شبیه به "mammut" با ترجمه به فارسی
-
ماموت
-
ماموت پشمالو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن