ترجمه "mandel" به فارسی

بادام, لوز بهترین ترجمه های "mandel" به فارسی هستند.

mandel noun common دستور زبان

kärna [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادام

    noun

    Maroush, jag tror att jag tappade en mandel i hans huvud.

    ماروش فکر کنم من يه بادام انداختم تو سرش

  • لوز

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mandel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mandel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه