ترجمه "matlagning" به فارسی

آشپزی, پختن بهترین ترجمه های "matlagning" به فارسی هستند.

matlagning noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشپزی

    noun

    Julia, hennes böcker och TV-program har förändrat amerikansk matlagning.

    کتابهای جولیا و برنامههای تلویزیونی او نحوه آشپزی را در آمریکا متحول کرد.

  • پختن

    verb

    Min uppgift i missionärshemmet blev att hjälpa till med tvätten och att ordna med ved till matlagningen.

    وظیفهٔ من در آن خانه کمک در شستن لباسها و تهیهٔ چوب کافی برای پختن غذا بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " matlagning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "matlagning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه