ترجمه "matta" به فارسی
فرش, قالی, قالیچه بهترین ترجمه های "matta" به فارسی هستند.
matta
verb
noun
adjective
common
دستور زبان
-
فرش
nounDe där brunetterna är skyldiga mig en persisk matta.
اون دو تا دختر مو مشکي که روي راه پله افتادن ، يه فرش ايراني به من بدهکارن.
-
قالی
nounSom min kära vän som blödde ner den här vita mattan.
درست مثل دوست عزیزم که خونش رو تمام این قالی سفید ریخت.
-
قالیچه
nounFörst en matta och nu en lampa.
آهان ، اول که قالیچه بود ، الانم شد لامپ
-
ترجمه های کمتر
- موکت
- زیلو
- خالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Matta
-
قالی
nounنوعی گستردنی برای پوشش زمین که امروزه به جنبهٔ تزئینی آن نیز توجه میشود
Som min kära vän som blödde ner den här vita mattan.
درست مثل دوست عزیزم که خونش رو تمام این قالی سفید ریخت.
تصاویر با "matta"
عباراتی شبیه به "matta" با ترجمه به فارسی
-
قالیچه پرنده
-
فرش قرمز
-
شهمات · مات · کیش و مات
-
قالیچه پرنده
-
مت دیمون
-
سیر · شهمات · مات · کیش و مات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن