ترجمه "mausoleum" به فارسی

آرامگاه, ارامگاه بزرگ, آرامگاه یادمانی بهترین ترجمه های "mausoleum" به فارسی هستند.

mausoleum دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامگاه

    noun

    Här är rena mausoleet när man är ensam.

    تنهايي اينجا مثل يه آرامگاه مطلقه

  • ارامگاه بزرگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mausoleum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mausoleum
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامگاه یادمانی

اضافه کردن

ترجمه های "mausoleum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه