ترجمه "med" به فارسی
با, ابا, bå بهترین ترجمه های "med" به فارسی هستند.
med
noun
adverb
adposition
common
دستور زبان
jämte [..]
-
با
adposition SuffixEn man som inte spenderar tid med sin familj kan inte vara en riktig man.
مردی که وقتی را با خانواده اش نگذراند، مرد واقعی نیست.
-
ابا
-
bå
-
ترجمه های کمتر
- هم
- به
- بِه
- در جهت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " med " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "med" با ترجمه به فارسی
-
بی رحمانی
-
با احترام
-
بخش بر صفر
-
پایگاه دانش
-
گم کردن
-
خرچنگ پنجه طلایی
-
علامت مساوی
-
کسر اریب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن