ترجمه "meny" به فارسی
منو, فهرست, صورتغذا بهترین ترجمه های "meny" به فارسی هستند.
meny
noun
common
w
دستور زبان
-
منو
nounJag anser den bör vara på menyn imorgon. Som ett slags modern åtagande till sole bonne femme.
فکر کنم فردا باید بذاریمش توی منو به عنوان یه غذای خاص و مدرن
-
فهرست
nounAktivera automatisk visning av kompletteringslistan som standard. Rutan kan inaktiveras för varje vy i menyn ' Verktyg '
فعالسازی بالاپر فهرست تکمیل به عنوان پیشفرض ، به طور خودکار. بالاپر میتواند از گزینگان » ابزارها « غیرفعال شود
-
صورتغذا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "meny"
عباراتی شبیه به "meny" با ترجمه به فارسی
-
لنگر حاشیه ای
-
منوی کشویی
-
منوی پرونده
-
منوی شخصی
-
منوی ویرایش
-
منوی شروع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن