ترجمه "mun" به فارسی

دهان, دهن بهترین ترجمه های "mun" به فارسی هستند.

mun noun common masculine دستور زبان

Den öppning i en varelse genom vilken mat förtärs. [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهان

    noun

    حفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر

    Hoppa in i min mun, om ni vill överleva.

    اگه مي خواين زنده بمونيد بپرين توي دهان من.

  • دهن

    noun

    Den här kommer att lägga mina ord i din mun.

    اين حرفهاي من رو تو دهن تو خواهد گذاشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mun"

عباراتی شبیه به "mun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه