ترجمه "mustasch" به فارسی

بروت, سبیل, سبيل بهترین ترجمه های "mustasch" به فارسی هستند.

mustasch noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • بروت

    noun
  • سبیل

    noun

    Han hade sidbena och en prydlig mustasch.

    پدرم موهاش فرق از بغل بود و یه سبیل مرتب داشت.

  • سبيل

    Mustascherna var en del av planen för att avslöja infiltratörer.

    سبيل ها يه بخش از نقشه ژنرال بودن تا نفوذي ها رو پيدا کنن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mustasch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mustasch"

اضافه کردن

ترجمه های "mustasch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه