ترجمه "mycket" به فارسی
بسیار, زیاد, خیلی زیاد بهترین ترجمه های "mycket" به فارسی هستند.
mycket
adverb
adjective
دستور زبان
-
بسیار
determinerI själva verket är det mycket lättare att ”ge allt” än att ge en del.
در واقع، ”کاملاً وفادار ماندن “ بسیار آسان تر از نیمه متعهّد بودن است.
-
زیاد
nounDet finns för mycket solstrålning och för mycket rymdstrålning.
تشعشعات خورشیدی بسیاز زیاد است و همینطور تابشهای اشعه کیهانی.
-
خیلی زیاد
För när jag har för mycket energi, så typ exploderar jag.
چون من وقتی انرژیم خیلی زیاد بشه میترکم.
-
ترجمه های کمتر
- مقدار زیاد
- خیلی
- فراوان
- شدت
- چندین
- انبوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mycket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mycket"
عباراتی شبیه به "mycket" با ترجمه به فارسی
-
ریز
-
پراهمیتترین بیت
-
بسیار · خیلی · زیاد · چندین
-
چقدر
-
بیشتر
-
اکژراً
-
مفصل
-
-تر · بیشتر · تر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن