ترجمه "nerv" به فارسی

عصب, عصب محیطی بهترین ترجمه های "nerv" به فارسی هستند.

nerv Noun w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصب

    noun

    Lydia måste veta vad det här gör med mina nerver.

    ليديا بايد بدونه که با اعصاب من چيکار کرده.

  • عصب محیطی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nerv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nerv"

عباراتی شبیه به "nerv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nerv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه