ترجمه "order" به فارسی
دستور, فرمان, سفارش بهترین ترجمه های "order" به فارسی هستند.
order
noun
common
دستور زبان
-
دستور
nounJag fick order att föra ut er och de andra forskarna ur farozonen.
من دستور دارم كه شما و دانشمنداي ديگه رو از منطقه ي خطر دور كنم.
-
فرمان
nounVi lever alla under hans beskydd och hans order.
همه ما زیر نظر و تحت فرمان اون زندگی میکنیم.
-
سفارش
nounJag kommer att skriva order för de test jag behöver.
من هرچی که لازم داشته باشم سفارش میدم
-
ترجمه های کمتر
- امر
- اردر
- اُرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " order " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "order" با ترجمه به فارسی
-
پیروی
-
فرمودن
-
نشان ترتیب بایت
-
سفارش دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن