ترجمه "ordna" به فارسی
مرتبسازی, تدارک بهترین ترجمه های "ordna" به فارسی هستند.
ordna
verb
دستور زبان
ställa i ordning
-
مرتبسازی
-
تدارک
Jag kanske kan ordna ett möte.
. . شايد بتونم تدارک يک ملاقات رو بدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ordna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ordna" با ترجمه به فارسی
-
زوج مرتب
-
مجموعه جزئاً مرتب
-
قطعه
-
سازمان دهنده بلوک های سازنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن