ترجمه "oro" به فارسی
نگرانی, نگراني, دلواپسی بهترین ترجمه های "oro" به فارسی هستند.
oro
noun
common
دستور زبان
-
نگرانی
nounOm saker utförs noggrant finns det inget att oroa sig för.
ولی اگه همه چیز با دقت انجام بشه ، دیگه دلیلی برای نگرانی وجود نداره.
-
نگراني
Han vilar nu, det finns ingen anledning till oro.
اون الان داره استراحت مي کنه ، و جاي هيچ نگراني نيست.
-
دلواپسی
noun -
بلوا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Oro
Oro (provins)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Oro" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Oro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن