ترجمه "pipa" به فارسی

پیپ, قليان, میله بهترین ترجمه های "pipa" به فارسی هستند.

pipa verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیپ

    Vid ett tillfälle såg han en man i badrock, rökandes en pipa,

    در یک مناسبت، مردی را دید که حوله پوشیده بود در حالی که پیپ می کشید،

  • قليان

  • میله

  • لوله سلاح

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pipa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pipa
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوله سلاح

عباراتی شبیه به "pipa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pipa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه