ترجمه "planering" به فارسی

برنامهریزی, برنامه ريزي بهترین ترجمه های "planering" به فارسی هستند.

planering noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامهریزی

    Med lite planering kan vi också få tid till att förbereda församlingsbokstudiet och Vakttornsstudiet.

    همچنین با کمی برنامهریزی میتوانیم خود را برای جلسات مطالعهٔ کتاب و مطالعهٔ برج دیدهبانی آماده سازیم.

  • برنامه ريزي

    Men för planeringens ändamål, ska du arbeta bort kortast möjliga scenario.

    براي برنامه ريزي ، به نظرم بايد روي کوتاه ترين حالت ممکن حساب کني

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "planering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "planering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه