ترجمه "position" به فارسی
جایگاه, مکان, وضعیت بهترین ترجمه های "position" به فارسی هستند.
position
noun
common
دستور زبان
-
جایگاه
nounVarje minut av det här på tv försvagar er position.
هر دقیقه ای که این تصاویر از تلویزیون پخش شه جایگاه شما ضعیف میشه
-
مکان
nounI natt kommer kroppen att svälla och byta position.
امشب جنازه پف مي کنه و تغيير مکان ميده.
-
وضعیت
nounJag tror jag är i en svår position här.
فکر کنم من در یک وضعیت سخت در اینجا هستم
-
ترجمه های کمتر
- دیدگاه
- نظر
- پوزیسیون
- ژست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " position " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "position" با ترجمه به فارسی
-
مقام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن