ترجمه "prick" به فارسی
نقطه, پنده بهترین ترجمه های "prick" به فارسی هستند.
prick
noun
adverb
common
دستور زبان
-
نقطه
nounDet finns tusentals av dessa blåa prickar runt om i länet.
در اینجا هزاران نقطه آبی رنگ در سراسر کشور هست.
-
پنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prick " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن