ترجمه "professor" به فارسی
استاد, معلم, پروفسور بهترین ترجمه های "professor" به فارسی هستند.
professor
noun
common
دستور زبان
-
استاد
noun adjectiveakademisk titel
Du kan vara den läskiga professorn som låtsas vara förkläde.
می تونی بعنوان یه استاد وحشتناک بری که وانمود می کنه مراقب دخترای جوونه.
-
معلم
nounMen då kom jag ihåg vad min ickelinjära professor en gång sa.
ولي هميشه جمله اون معلم معادلات خطي تو گوشم بود که ميگفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " professor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Professor
-
پروفسور
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Professor Freud påstår sexualdriften kommer ur längtan efter njutning.
پروفسور " فرويد " ادعا ميکنه که انگيزه جنسي از يک انگيزه ساده به لذت ايجاد ميشه.
عباراتی شبیه به "professor" با ترجمه به فارسی
-
پروفسور تورنسل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن