ترجمه "program" به فارسی
برنامه, برنامه کاربردی, نرم افزار بهترین ترجمه های "program" به فارسی هستند.
program
noun
neuter
دستور زبان
lista med tidpunkter [..]
-
برنامه
nounDu får inte se programmet och absolut inte live.
من بهت گفتم اين برنامه رو نبين ، مخصوصا اونم زندشو.
-
برنامه کاربردی
-
نرم افزار
nounDet är bättre än en ny skärm. Det är bättre än nya program,
یا بهتر از یه مانیتور یا نرم افزار، یا هرچیزی شبیه این.
-
ترجمه های کمتر
- تدبیر
- برنامه رایانه ای
- برنامه کامپیوتری
- بسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " program " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "program"
عباراتی شبیه به "program" با ترجمه به فارسی
-
زبان برنامه های غیر یونیکد
-
برنامه افزودنی
-
برنامه تلویزیونی
-
عامل نرمافزاری
-
برنامه تلویزیونی
-
رابط برنامه کاربردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن