ترجمه "projekt" به فارسی
پروژه, طرح, تکلیف بهترین ترجمه های "projekt" به فارسی هستند.
projekt
noun
neuter
دستور زبان
-
پروژه
nounVårt nästa projekt gav oss en del uppmärksamhet utanför Norge.
بنابراین پروژه بعدی ما خارج از نروژ را مورد توجه قرار داد.
-
طرح
nounUndersökningar visar att stödet för projektet är mycket svagt.
کساني هم که اينجا هستند از اين طرح حمايت نميکنن
-
تکلیف
noun
-
ترجمه های کمتر
- امرمهم
- پیشافکند
- متعهد
- وظیفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " projekt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Projekt
-
پروژه
nounProjektet gjorde också stor skillnad i livet för retuscherarna,
اون پروژه، تغییر بزرگی نیز در زندگی ترمیم کننده ها ایجاد کرد.
تصاویر با "projekt"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن