ترجمه "propaganda" به فارسی
تبلیغات سیاسی, تبلیغات, تبلیغ بهترین ترجمه های "propaganda" به فارسی هستند.
propaganda
دستور زبان
-
تبلیغات سیاسی
تبلیغات سیاسی
-
تبلیغات
nounHan använder därför lömsk propaganda för att inge oss den tanken.
او با شعارهای توخالی و تبلیغات موذیانهاش بذر چنین افکاری را در ذهن ما میکارد.
-
تبلیغ
nounVi måste ha ett filter som så långt det är möjligt hindrar världens propaganda från att tränga in i vårt sinne.
باید تا حد امکان تلاش کنیم اموری را که دنیا تبلیغ میکند از ذهنمان دور سازیم و به اصطلاح افکارمان را تصفیه کنیم.
-
پروپاگاند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propaganda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن