ترجمه "prydnad" به فارسی
آرایش, زیور بهترین ترجمه های "prydnad" به فارسی هستند.
prydnad
Noun
دستور زبان
-
آرایش
noun -
زیور
nounDe hemvändande judarna, som skyndat sig tillbaka till Jerusalem, blir en prydnad för sin huvudstad, precis som ”smycken” pryder ”en brud”.
یهودیان بازگشته به وطن که با عجله به اورشلیم آمدهاند زینت پایتختشان خواهند بود، همچون ‹عروسی› که به «زیور» ملبّس شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prydnad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن