ترجمه "pubertet" به فارسی
بلوغ, رسیدگی, بلوغ جنسی بهترین ترجمه های "pubertet" به فارسی هستند.
pubertet
Noun
دستور زبان
-
بلوغ
nounInnan han kom i puberteten och fick manliga könsdelar.
قبل از این که به بلوغ برسه و قسمت های مردونش رشد کنه.
-
رسیدگی
noun -
بلوغ جنسی
-
سن بلوغ
nounNärjag kom i puberteten svällde min tunga upp som en trädstam.
وقتی به سن بلوغ رسیدم زبونم مثل تنه درخت گُنده شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pubertet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pubertet
-
بلوغ جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن