ترجمه "pump" به فارسی
پمپ, پمپ بهترین ترجمه های "pump" به فارسی هستند.
pump
noun
common
w
دستور زبان
-
پمپ
nounOm du värdesätter de tänder du har kvar, så borde du stänga av pumpen.
اگر اون دندون هات رو دوست داري ، همين الان پمپ رو خاموش کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pump " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pump
-
پمپ
nounSka vi gå till Pump Room och titta?
باید ما به اتاق پمپ بریم و ببینیم که آیا ما می تونیم ببینیمش ؟
تصاویر با "pump"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن