ترجمه "punkt" به فارسی
نقطه, والسلام, خال بهترین ترجمه های "punkt" به فارسی هستند.
punkt
noun
interjection
common
دستور زبان
En position på ett referenssystem fastställt genom en undersökning. [..]
-
نقطه
nounHan hittade ens svaga punkt och tryckte på den.
نقطه ضعف ها رو پیدا میکرد و بعد بهشون فشار می آورد.
-
والسلام
interjection -
خال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " punkt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Punkt
-
نقطه
nounHan hittade ens svaga punkt och tryckte på den.
نقطه ضعف ها رو پیدا میکرد و بعد بهشون فشار می آورد.
-
نقطه (الفبای لاتین)
تصاویر با "punkt"
عباراتی شبیه به "punkt" با ترجمه به فارسی
-
نقطه بحرانی · نقطه بحرانی (ریاضیات)
-
تکینگی
-
نقطه به نقطه
-
نقطه ایزوالکتریک
-
نقطه در اینچ
-
موضع جی
-
پوینت
-
پوینت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن