ترجمه "rak" به فارسی
مستقیم, råst, راست بهترین ترجمه های "rak" به فارسی هستند.
rak
adjective
دستور زبان
Ej krökt eller böjd; med en enhetlig riktning genom hela dess längd.
-
مستقیم
adjectiveVi tappade kontrollen, åkte rakt över ett stup.
کنترلمون رو از دست دادیم و مستقیم رفتیم به سمت یه صخره.
-
råst
-
راست
adjectiveHåll dig borta från Caroline eller så går jag raka vägen till hennes mamma.
ديگه به کرولاين نزديک نميشي يا اينکه يک راست ميرم پيش مادرش ، کلانتر.
-
رک
adjectiveHon gillade att han var ärlig och rak.
آره ، اون از اينکه اون باهاش رک و صادق بود خوشش اومده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن