ترجمه "rapport" به فارسی
گزارش, گذارش, راپرت بهترین ترجمه های "rapport" به فارسی هستند.
rapport
noun
common
دستور زبان
-
گزارش
nounAtt använda en död kropp för att framföra en rapport är originellt.
استفاده از يك مرده براي گزارش دادن تغريباً اورجيناله.
-
گذارش
Jag vill ha en rapport över hur det fortskrider.
من يک گذارش کامل از فعاليت روز قبل ميخوام.
-
راپرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rapport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rapport" با ترجمه به فارسی
-
گزارش فنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن