ترجمه "recept" به فارسی
دستور غذا, دستور پخت, صدور فرمان بهترین ترجمه های "recept" به فارسی هستند.
recept
noun
neuter
دستور زبان
ingrediensförteckning [..]
-
دستور غذا
Jag måste få Joans recept på Big Daddy's meny.
بايد دستور غذايي " جون " رو از منوي رستوران " بيگ ددي " بگيرم
-
دستور پخت
Hur ska vi göra fler krabburgare utan det hemliga receptet?
چطوري ميتونيم بدون دستور پخت سري بازم کربي پتي درست کنيم ؟
-
صدور فرمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recept " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Recept
-
نسخه پزشک
Jag kan inte ge dig fler tabletter utan recept.
نمی تونم بدون نسخه پزشک بیشتر بهتون بدم.
تصاویر با "recept"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن