ترجمه "regel" به فارسی

قانون, قاعده, داد بهترین ترجمه های "regel" به فارسی هستند.

regel noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قانون

    noun

    Den viktigaste regeln är att ingen ger dig nåt oförtjänt.

    مهمترين قانون دنيا اينه که هيچکس حتي برات تره هم خورد نميکنه.

  • قاعده

    noun

    är det oftast för att regeln är bruten,

    اغلب این قاعده عمومی است که ناقص است،

  • داد

    noun

    Han har gett tydliga regler för hur vi bör handla.

    او دستورات روشنی در بارۀ چگونگی رفتار ما داده است.

  • ترجمه های کمتر

    • حکم
    • کلون
    • سلطه
    • ترتیب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "regel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه