ترجمه "regering" به فارسی

حکومت, دولت, رژیم بهترین ترجمه های "regering" به فارسی هستند.

regering noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکومت

    noun

    دستگاهی که مدیریت یک منطقه یا کشور را به عهده میگیرد

    Jag antar att du även vill äga regeringen?

    فکر کنم الانم ديگه ميخواي صاحب حکومت بشي.

  • دولت

    noun

    Washington och regeringen där har beslutat att gå skilda vägar.

    واشنگتن و دولت تصميم گرفتن راهشون رو از هم جدا کنن.

  • رژیم

    noun
  • قوه مجریه

    statsskickets verkställande instans

    Rädslan för en okontrollerbar regering är överdriven.

    ترس مبالغه آمیزی درباره از کنترل خارج شدن قوه مجریه وجود داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "regering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه