ترجمه "register" به فارسی

نمایه, فهرست, دفتر بهترین ترجمه های "register" به فارسی هستند.

register noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمایه

    noun
  • فهرست

    noun

    Den innehåller också ett register över ord i Bibeln, ett tillägg samt kartor.

    این کتاب همچنین دارای نقشه و فهرست الفبایی کلمات کتاب مقدس میباشد.

  • دفتر

    noun

    För det första så ska det göras ett register på mark som inte används

    اول قصد دارند یک دفتر ثبت دارایی ایجاد کنند که مربوطه به زمینهای متروکی

  • ترجمه های کمتر

    • رجیستری
    • محضر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " register " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Register
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاق

تصاویر با "register"

اضافه کردن

ترجمه های "register" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه