ترجمه "rike" به فارسی
فرمانروایی, دولت, پادشاهی بهترین ترجمه های "rike" به فارسی هستند.
rike
noun
adjective
neuter
دستور زبان
stat [..]
-
فرمانروایی
nounEn hänsynslös best ville lägga beslag på riket.
یه هیولای بیرحم و ظالم که به دنبال فرمانروایی و حکمرانی بود
-
دولت
nounOm bara rika hade barn behövdes inga kommunala skolor.
اگر فقط پولدارها بچه داشتند مدرسه دولتي ايي هم در کار نبود.
-
پادشاهی
nounDet andliga arbetet med att hjälpa någon in i Guds rike är en gruppinsats.
کار روحانی کمک برای آوردن کسی به پادشاهی خدا یک تلاش گروهی است.
-
ترجمه های کمتر
- سلطنت
- رایش
- سلسله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rike " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rike" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری مقدس روم · امپراطوری مقدس روم · امپراطوری مقدس روم ملت آلمان
-
فرانک باختری
-
امپراتوری روم شرقی · بیزانس
-
روم باستان
-
امپراتوری روم
-
امپراتوری مقدس روم
-
ثروتمند · رایومند · غنی
-
امپراتوری عثمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن