ترجمه "ro" به فارسی
آرامش, سکوت, خاموشی بهترین ترجمه های "ro" به فارسی هستند.
ro
verb
noun
common
دستور زبان
lugn [..]
-
آرامش
nounLizzie, vi får ingen ro förrän hon åker.
ليزي, تا وقتي اون نره ما نميتونيم آرامش داشته باشيم.
-
سکوت
noun -
خاموشی
noun -
پارو زدن
verbBörja ro igen, Craig.
" به پارو زدن ادامه بده " کریگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ro" با ترجمه به فارسی
-
رون ویزلی
-
مشمشه
-
رز
-
ریشه
-
ریشه عدد
-
ران پال
-
روئینگ
-
مشمشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن