ترجمه "rund" به فارسی
مدور, gerd, گرد بهترین ترجمه های "rund" به فارسی هستند.
rund
adjective
w
دستور زبان
Cirkulär eller med ett cirkulärt tvärsnitt i åtminstone en riktning.
-
مدور
adjectiveBerätta om ett vitt, runt rum där vampyrerna möter solen.
درباره ي يه اتاق سفيد مدور بگو که خون آشامها داخلش زير خورشيد ميرن.
-
gerd
-
گرد
nounDet enda som kan ger er en ledtråd är det runda fönstret.
تنها چيزي كه ممكنه شما رو هشيار كنه پنجره گرد است.
-
ترجمه های کمتر
- دایره
- گِرد
- دایره وار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rund " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rund"
عباراتی شبیه به "rund" با ترجمه به فارسی
-
اطراف
-
پیرامون
-
دور دنیا در هشتاد روز
-
اطراف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن