ترجمه "ruta" به فارسی
پنجره, مستطیل, پنجر بهترین ترجمه های "ruta" به فارسی هستند.
ruta
noun
common
w
دستور زبان
-
پنجره
nounJag tvättar rutorna, du skrapar upp negerns skalle.
من پنجره هارو میشورم ، و تو تیکه های مغز اون کاکاسیاه رو جمع میکنی.
-
مستطیل
noun -
پنجر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ruta"
عباراتی شبیه به "ruta" با ترجمه به فارسی
-
کتاب روت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن