ترجمه "rutten" به فارسی

puside, پوسیده بهترین ترجمه های "rutten" به فارسی هستند.

rutten adjective Adjective دستور زبان

Att ha blivit täckt av bakterier och andra infekterande ämnen, och därmed ha blivit härsken och oätbar (om mat). [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • puside

  • پوسیده

    TÄNK dig ett hus med dålig grund, ruttna bjälkar och bågnande tak.

    خانهای را تصوّر کن که زیربنای آن سست، تیرهای چوبی آن پوسیده، و سقفش شکم داده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rutten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rutten"

عباراتی شبیه به "rutten" با ترجمه به فارسی

  • لخسیدن · پوسیدن · گندیدن
  • جاده · جریان معمولی · خط سیر
اضافه کردن

ترجمه های "rutten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه